آموزش نفوذ در دلها آموزش نفوذ در دلها
روشهای موثر ایجاد علاقه و اصول برقراری روابط صمیمانه را بیاموزید
سریال قهرمانان
مهیج ‌ترین سریال حال حاضر دنیا داستان زندگی انسانهایی با نیروهای خاص
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

خانواده های مجید توکلی،احمد قصابان و احسان منصوری طی رنجنامه ای افشاگرانه خطاب به آیت الله هاشمی شاهرودی ،آنچه را که در زندان بر این سه دانشجو رفته است را آشکار نمودند.در این نامه که با گذشت ۸۰ روز از بازداشت این سه نفر نوشته شده است به آزارهای جسمی و روانی که در زندان رخ داده است اشاره شده و از قوه قضاییه درخواست پیگیری این وضعیت شده است.

eam

متن این نامه به شرح زیر می باشد.
بسمه تعالی
لایحب الله الجهر بالسوء من القول الا من ظلم

ریاست محترم قوه قضاییه جمهوری اسلامی ایران
جناب آقای هاشمی شاهرودی
با سلام و تحیت
این چهارمین نامه ای است که پس از گذشت حدود ۸۰ روز از بازداشت فرزندانمان خطاب به حضرتعالی می نگاریم.
همان طور که می دانید طی نامه های گذشته نگرانی خود را نسبت به آزار و اذیت جسمی و روحی فرزندانمان در جهت گرفتن اعتراف از آنان به گناه ناکرده اعلام نمودیم و از حضرتعالی درخواست نمودیم به عنوان عالی ترین مقام قضایی کشور مانع از تحقق چینن روندی شوید.هم اینک از جمع هشت دانشجوی زندانی ۵ تن از آنان آزاد شده ند و سه عزیز ما همچنان در زندان می باشند.

جناب آقای شاهرودی
طی این مدت طولانی هر آنچه از وضعیت فرزندانمان در زندان شنیدیم،هیچ نگفتیم و به امید عدالت دستگاه قضایی و آزادی دلبندانمان لب بر هر سخن شکوه آمیز فرو بستیم ، اما امروز پس از دو جلسه ملاقات و آزادی ۵ دانشجوی دیگر با شنیدن آنچه که بر فرزندانمان در سلول های انفرادی بند ۲۰۹ رفته است از امروز مهر سکوت را شکسته و آنچه که بر آنها رفته است را به شرح زیر به استحضار می رسانیم:
آزارهای روانی :
۱- بازجویی طولانی مدت (۲۴ ساعت مداوم) توسط یک تیم ۷ نفره و نیز بازجویی های گاه و بیگاه شامل نیمه های شب
۲- ارائه اخبار کذب بر دستگیری ،ضرب و شتم و آزار اعضای خانواده و همچنین اخباری مبتنی بر بیماری(سکته قلبی) و انتقال اعضای خانواده به بیمارستان
۳- پخش صداهای آزار دهنده در سلول در زمان استراحت به طوری که مانع خوابیدن دانشجویان می شده است.
۴- توهین های شدید و سخیف به فرد و اعضای خانواده
۵- اهانت به دانشجویان و رفتار نا مناسب توسط نگهبانان بند ۲۰۹
۶- تهدید های مختلف اعم از تهدید به قتل و ضرب و جرح شدید و تهدید به آزار رساندن به اعضای خانواده
۷- ارائه احکام مجعول مانند حکم اخراج والدین از محل کار ، حکم قطعی شلاق ( ۸۰ ضربه ) برای فرد
۸- فرستادن دانشجویان به سلول افراد خطرناک
۹- دادن وعده ی آزادی و تحویل کلیه وسایل دانشجویان دربند و سپس بازگرداندن آنها به سلول انفرادی
آزار های جسمی :
۱- ضرب و شتم شدید توسط هفت بازجو به صورت هم زمان که به بیهوشی و انتقال فرزندانمان به
بهداری بند ۲۰۹ منجر شده است .
۲- ضربه با پا به بازوها ، سینه ، پشت و … ضرب و شتم با مشت و لگد به سر و صورت و پا ها به صورتی که در اثر ضربه دانشجویان از روی صندلی سقوط کرده یا به شدت به دیوار برخورد می کردند .
۳- ضربه زدن روی دستبند به صورتی که آثار کبودی و تورم تا هفته ها روی دست آنها بوده است .
۴- نگهداری در سلول هایی با اندازه های کوچک بطوریکه امکان راه رفتن دراز کردن پا در آن نبوده است
۵- نگهداری در سلول هایی بدون زیر انداز و هیچگونه وسیله دیگری
۶- اجبار به ایستادن متوالی طولانی مدت (۴۸ ساعت )
۷- استفاده از کابل و شلاق برای ضرب و شتم
۸- خواباندن دانشجویان روی زمین و اذیت و آزار توسط تیم هفت نفره باز جویی از جمله فشار بر سر و صورت با پا ، ایستادن روی پا ها و کمر و نشستن روی پشت و کمر.
۹- اجبار به ایستادن روی یک پا بصورت متوالی به مدت طولانی ( ۱۸ ساعت ) .
۱۰- پرتاب کردن و هل دادن به صورتی که به دیوار برخورد کنند
۱۱- ندادن غذا به مدت ۴۸ ساعت .
۱۲- ضرب و شتم شدید حین انتقال به زندان به صورتی که مسئولین بند ۲۰۹ از تحویل گرفتن فرد اجتناب می کردند .
۱۳- اجبار دانشجویان به خواندن مقالات موهن با صدای بلند به طور مداوم و پس از آن اجبار به نوشتن آن مطالب و مقالات از حفظ
۱۴- ممانعت از ویزیت دانشجویان توسط پزشک بند و استفاده از دارو های مورد نیاز
۱۵- اجبار به انجام حرکات طاقت فرسا به مدت طولانی از قبیل نشستن و بلند شدن متوالی ، خم شدن و گرفتن مچ پا و …

جناب آقای شاهرودی
کلمه کلمه آنچه که در بالا آمده است همچون تیری بر قلب ما نشسته است وباز هم این سوال را تکرار می کنیم که مگر یک جوان ۲۲ ساله توان تحمل چه میزان شکنجه و فشار را دارد،گرچه چنین فشارهایی آن هم طی ۸۰ روز برای هیچ کس قابل تحمل نیست .و بازاین سوال را مطرح می کنیم که آیا اعترافاتی که از طریق بدست آید قابل قبول است؟به چه علت دستگاه امنیتی تلاش دارد در حالی که چند جوان مسلمان خود توهین به ائمه(ع) و حجاب را محکوم می کنند با زور به آنها القا نماید که نشریات موهن را منتشر نموده اند و به زور از آنها اعتراف بگیرد.هدف از بررسی این پرونده یافتن حقیقت و ممانعت از تکرار مجدد چنین اتفاقاتی بوده است و یا متهم کردن چند دانشجوی بی گناه به هر قیمت.
آن چه روی داده است آنچنان با قوانین اساسی ،حقوقی، شهروندی ونیز دین و اخلاق فاصله دارد،که دیگر نه جایی برای شکوه کردن از نقض قانون ودین و اخلاق است و نه نایی برای ما برای تکرار مکررات پیشین.تنها این را می دانیم که هر آنچه که در زندان تحت عنوان اعتراف از فرزندانمان اخذ شده است تحت شدید ترین فشارهای روحی و جسمی که به بخشی از آنها در بالا اشاره شد بوده است و هیچ یک از این اعترافات را قبول نداریم و سخنانی از آنها قابل قبول است که در فضای آزاد و بیرون از زندان گفته شود.

جناب آقای شاهرودی
ما و فرزندانمان در انتظار اقدام عدالت جویانه جنابعالی هستیم تا بار دیگر بارقه امید به اجرای عدالت در دلهای سوخته مان روشن شود و باور کنیم که دانشجویان نخبه این کشور که آینده سازان فردای کشورند نه به چشم دشمن و نامحرم و مزاحم که به عنوان میراث داران فردای ایران نگریسته می شوند و هرگز به کسی اجازه داده نمی شود که آنان را به گناه ناکرده متهم کند و تحت فشار وادار به اعترافشان نماید.
بی شک همه ما در پیشگاه خداوند قادر متعال ، وجدان خود و نگاه ناظر مردم پاسخگوی همه اعمال خود خواهیم بود.درخواست ما از جنابعالی آن است که با پی گیری های ویژه، ضمن پایان این روند در بررسی پرونده نشریات دانشجویی جعلی در یکی از زیرمجموعه های دستگاه قضایی اجازه تضییع حق عزیزان دربندمان را ندهید و دستور آزادی آنان را صادر فرمایید.
با تشکر و تجدید احترام

خانواده های سه دانشجوی زندانی :مجید توکلی،احمد قصابان،احسان منصوری

جزئیات تکان دهنده دیگری از شکنجه دانشجویان بازداشت شده فاش شد

یک منبع آگاه جزئیات بیشتری از شرح شکنجه دانشجویان بازداشت شده دانشگاه امیرکبیر جهت اعتراف گیری از ایشان فاش کرد. گفته می شود برخی از این موارد ابتدا در رنجنامه والدین احمد قصابان، مجید توکلی و احسان منصوری ذکر شده بود که بنا به ملاحظاتی در نهایت از این نامه حذف شد.

شنیده ها حاکی از آن است که دانشجویان بازداشت شده مورد انواع و اقسام آزارهای جنسی قرار گرفته اند. بازجوهای وزارت اطلاعات در طول مدت بازجویی، دانشجویان را به شیوه های مختلف مورد اذیت و آزارهای جنسی قرار می دادند. به عنوان نمونه دانشجویان را به پشت روی زمین می خواباندند و لباس هایشان را از تنشان خارج کرده و به شیوه های مختلف مانند بطری نوشابه، تخم مرغ داغ و… آن ها را مورد تهدید قرار می دادند. شدت ضرب و شتم و شکنجه های روحی روانی دانشجویان به حدی بوده که صدای گریه و ناله های ایشان از اتاق های بازجویی و سلول های انفرادی به گوش دوستانشان که در اتاق های بازجویی یا سلول های مجاور قرار داشتند می رسیده است. در اثر آزار و اذیت دانشجویان توسط تیم بازجویی و برخی از نگهبان های بند ۲۰۹ زندان اوین چند نفر دانشجویان در طول مدت بازداشت دست به خودکشی زده اند که آثار این عمل هنوز روی بدن آن ها قرار دارد.

گفتنی است دانشجویان بازداشت شده به صورت مداوم از برخی از اعضای بسیج دانشگاه امیرکبیر و کارکنان اداره کل فرهنگی به عنوان عامل اجرایی جعل نشریات دانشجویی و علیرضا رهایی، رئیس دانشگاه امیرکبیر، به عنوان مسئول این قضیه نام می بردند که به محض نام بردن از دکتر رهایی و اعضای بسیج به شدت از سوی بازجویان مورد اذیت و آزار قرار می گرفتند.

گزارش ها حکایت از آن دارد که دانشجویان بازداشت شده در عین حال که توسط یک تیم ۷ نفره در نیمه های شب بازجویی می شدند و طول زمان بازجویی گاها به بیش از ۱۲ ساعت می رسیده، در تمام طول این مدت اجازه صرف غذا یا نوشیدن آب نداشتند. مگر در مواردی که دانشجویان زیر شکنجه های طاقت فرسا بیهوش می شدند که بازجوها به کمک بهیاران بند ۲۰۹ اوین در حدی که دانشجویان دوباره به هوش بیایند به ایشان آب می دادند. همچنین در طول مدت بازجویی به دانشجویان اجازه رفتن به دستشویی نیز داده نمی شده به حدی که این دانشجویان در چند مورد کنترل خود را از دست داده و به همین خاطر به شدت از سوی بازجویان مورد ضرب و شتم قرار گرفتند. شدت ضرب و شتم دانشجویان به حدی بوده که گاه لباس های دانشجویان در حین بازجویی پاره می شده است.

همچنین این منبع آگاه به خبرنگار خبرنامه امیرکبیر گفت بازجوها در عین این که دانشجویان را مجبور به انجام طاقت فرسا مانند خم شدن و گرفتن مچ پاها می کردند، چند نفری روی کمر دانشجو سوار می شدند. همچنین در مواردی که دانشجویان در اثر ایستادن های طولانی مدت کنترل خود را از دست داده و به روی زمین سقوط می کردند، بازجوها با گرفتن موها و بلند کردن ایشان، آن ها را مجبور می کردند دوباره سر پا بایستند. از جمله آزارهای روحی روانی دانشجویان این بوده که در مواردی ایشان را به بند اعضای گروه تروریستی القاعده منتقل نموده اند.

تیم بازجویی تلاش زیادی جهت گرفتن اعتراف دروغ مبنی بر انتشار نشریات جعلی توسط دانشجویان بازداشت شده و همچنین ارتباط دادن این غائله با احزاب اصلاح طلبی مانند حزب کارگزاران و سازمان مجاهدین انقلاب داشته اند. علاوه بر این بازجویان تلاش وافری جهت ارتباط دادن غائله نشریات جعلی با انقلاب های مخلمین داشته اند.

 

به نقل از خبر نامه امیرکبیر



چند روز پیش وارد بحث جالبی شدم با یکی از دوستان عزیزم

چیزای زیادی ازش یاد گرفتم ولی از همه جالبتر در مورد محمد ( ص) بود

ایشون میگفت نمیودنم چرا اینقدر به محمد جنبه قداست دادن؟؟

وقتی یه کسی رو مقدس کردی نابودش میکنی

کی میگه محمد معصوم بوده؟

محمد هم مثل تمام مردم همون کاستی ها رو داشته

و بزرگیش به همین خاطره که توی جامعه ای به اون توحش که هرکس خونریز تر بود محترم تر بود آنچنان رفتاری از خودش نشون داده که همه به دیده ی احترام نگاهش می کردن

توی جامعه ای که وقتی یک نفر از هر قبیله ای کشته میشد کل فبیله قلع و قم می شدند

دستور داد که به ازای کشتن هر نفر یک نفر از قبیله کشته شه

توی جامعه ای که زن رو در حد حیوانات میدونستن

زن رو بالا برد

بزرگیش واسه همینه نه بخاطر اینکه معصوم بوده

اگر معصوم بود که بزرگیی نداشت

محمد هم اشتباه می کرد

وقتی والی یک منطقه میخواست ولیعهد انتخاب کنه هر کسی رو که ممکن بود واسه ولیعهدش شاخ بشه رو از دم تیغ میگذروند ولی محمد اشتباه کرد

و گذاشت تا چنان بلایی به سر ولیعهدش بیارن

نمیخوام محمد رو بکوبونم بلکه برعکس میخوام بزرگترش کنم

چرا فکر میکنید قرآن کلام خداست؟

اگر کلام خدا بود که کار محمد پشیزی ارزش نداشت!

چون فقط کار انتقال رو انجام میداد

ولی محمد بزرگه چون قرآن حرف خوشه

ولی به علت اینکه توی اون زمونه اگر یه آدم امی می اومد کتاب میداد کسی بهش توجهی نمیکرد

مجبور شد دروغ بنویسه توی کاتبش و بگه که از طرف خداست.

این دوست من چیزهای زیادی گفت که اگه عمری بود بازم درموردش مینویسم



درود
فقط کافیه یه نگاه به دور و برت بکنی.نه اصلا نگاه هم لازم نیست.باچشم بسته هم میشه فهمید.به راحتی میشه حس کرد.دردآوره ولی حقیقت داره....آره نوادگان داریوش و کورش کبیر بزرگترین دغدغشون شده تلاش برای بقا.

میرم جلو و باهش حرف میزنم.چرااینجا نشستی پدر؟؟؟میگه بیشتر از یک ساعته که منتظر اتوبوسم دیگه خسته شدم.میگم چرا اعتراض نمیکنی؟میخنده....... و زیر لب باعث و بانیبش رو نفرین میکنه...

تو تاکسی دعوا شده.والا به خدا تو این گرما دعوا واسه پنجاه تومن خنده داره(شایدم من شکمم سیره!)مسافر با داد و بیداد پیاده میشه.حالا نوبت رانندس شروع میکنه به فحش دادن.سعی میکنم آرومش کنم ولی بی فایدس.مرد گنده بغض گلوشو گرفته.حدودا پنجاه رو داره.ولی چرا گریه؟؟؟مگه چقدر بهش فشار اومده؟؟؟تو حرفاش داره با خدا حرف میزنه!!! انگار یادش رفته منم تو ماشینم......راستی چرا اینجوری شده چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟راننده داره باعث و بانیش رو نفرین میکنه........

میرم تو کتابفروشی.آقا کتاب........دارین؟چپ چپ نگاه میکنه و میگه نه مگه چشم نداری رو شیشه رو بخونی؟؟؟ این اولین فروشنده نیست که باهام اینجوری برخورد میکنه.خدایا مگه من شاخ دارم؟؟؟شایدم ایراد از کتابس.....اینا که نخوندن پس چرا قضاوت میکنن؟؟؟بالاخره پیدا کردم فروشنده داره سرم منت میزاره.راست میگه.....جالبه قیمت پشت جلد هفت هزار تومنه ولی طرف میگه سی هزار تومن یک کلام.میگه این کتاب دیگه چاپ نمیشه.نگاه به تاریخ چاپ میکنم:چاپ دوم بهمن ۸۳ ازش میپرسم آخه چرا؟این که موردی نداره میگه همین الانم هم اگه چاپ بشه زیر بیست تومن نیست.دوباره میپرسم آخه چرا؟؟؟با ادبیات خودش میگه تحریمیم.....میگه کتاب سه تومنی قبل از عید شده پنج و پونصد و بلند فریاد میزنه بر باعث و بانیش لعنت.......

تو این گرما منم زده به سرم.....میدون انقلاب خیابان دهم فروردین....یه صدایی میشنوم  کارت سوخت برمیگردمو سوال میکنم طرف شروع به توضیح میکنه میگه صد و پنجاه هزار کاملا قانونی با سهمیه تاکسی.......

میخوام برم یه چیزی بخورم ولی تنهایی نمیچسبه........

بی هدف ادامه میدم.....و بی هدف تر سوار تاکسی میشم.....

بازم تو تاکسی دعوا شده.آقا چرااز راه همیشگی نرفتی من مسیرم اونجا بود....یکی راننده میگه یکی مسافر....راننده شروع به غرغر میکنه.خانم اونجا گشت گذاشتن ترافیکه ما هم بنزین مفت نداریم تو ترافیک بسوزونیم...داره زمینو زمانو به هم میدوزه و فحش میده مسافر میگه آقا ما چه گناهی کردیم؟؟؟ و هر دو همزمان میگن بر باعث و بانیش لعنت.رسیدیم ته خط رو شیشه نوشته ۲۲۵ تومن ولی راننده میگه چون کارت سوخت به ما ندادن میشه ۳۵۰ تومن.......

دقیقا نمیدونم کجا هستم.داشتم با خودم حرف میزدمو راه میرفتم که یه خانم یه چیزی داد دستم وقتی خوندم تازه فهمیدم:نسرین ۲۵ ساله صیغه ای شماره:...........خواستم برگردم و باهاش حرف بزنم ولی حوصله نداشتم.مگه چی میخوا بگه حتما میگه مجبورم بر باعث و بانیش لعنت.....

میشینم رو صنلی پارک.یه روزنامس برمیدارمو شروع به خوندن میکنم.......

حسن روحانی گفته تو انتخابات ۲۰درصد به اصولگرا ها رای میدن ۲۰درصد هم به اصلاحطلبا.۲۰درصد هم میمونن که سرنوشت رو تعیین میکنن همون کسایی که یه موقع شدن حامی خاتمی و یه موقع گول احمدی نژاد رو خوردن.......۴۰درصد هم بی تفاوت هستن.جالبه!!!!(یه نگاه به پست قبل بندازین)

چی به سرمون داره میاد؟؟؟؟همش پسرفت.....همش.....راننده تاکسی راست میگفت:من که صبح تا شب دارم دنبال یه لقمه نون میدوم کی به بقیه چیزا میرسم........؟؟؟؟؟؟؟؟؟

پس تکلیف آینده بچه هامون چی میشه؟؟؟

راستی چی کار میشه کرد؟؟؟صبر کنیم آمریکا بیاد ما رو خوشبخت بکنه؟؟؟خنده داره به خدا......نه بابا اونم عاشق چشم و ابروی ما نیست!!!!!!

فقط دست خودمونه...دست من و تو....................

پ ن۱-میریم رای میدیم بلکه توش تقلب نکنن و برنده بشیم

پ ن۲-فعلا فقط تلاش تا پیروزی

یا هو



درود

نه خدا وکیلی من موندم!!!بابا یه کم حیا هم بد نیست!!!

اول میرم سراغ آقای امام جمعه.ایشون فرمودن اعدام ارازل یکی از کارهای خوب احمدی مقدم و نیروی انتظامی بوده و اصلا این اعدام ها ابعاد گسترده فرهنگی و سیاسی مثبتی داشتن.خوب حالا میریم سر اصل مطلب:

۱)ایشون یکبار دیگه تاکید کردن که نیروی انتظامی خودسرانه دست به اعدام ارازل و اوباش زده و این حرف به طور مستقیم یعنی قوه قضاییه کشک.پس هاشمی شاهرودی میتونه بره..........

2)من هرچی فکر کردم بعد مثبت سیاسی و فرهنگی واسه قضیه پیدا نکردم!!!!!!البته میگن این ارازل در روند انقلاب مخملی شرکت داشتن.جل الخالق!!!!!

آقای وزیر ارشاد فرمودن از وقتی ما اومدیم سر کار فقط یه روزنامه و خبرگزاری توقیف شدن.این حرفم دارای ابعاد زیادیه:

1)شرق-سیاست روز-هم میهن و ایران همه باهم میشن یکی

2)بازتاب و انتخاب هم که اصلا خبرگزاری نیستن.

3)هرکی خبر خواست فقط و فقط کیهان

تازه ایشون گفتن که ما تو کشور صدها روزنامه و ده ها خبرگزاری داریم.

4)ایشون وزارت که هیچ شمردن هم بلد نیستن.

آقا دولت نهم داره به هند گاز میفروشه مفت.بگو چند؟؟؟چندش مهم نیست!رفاقت که این حرفا سرش نمیشه فقط میگن سی درصد پایین تر از قیمت بیست سال پیش(بین خودمون بمونه ها).نمیدونم چرا فقط ما تو رفاقت سوخت میدیم؟؟؟؟؟؟

این آمریکای جنایتکار کارش به جایی رسیده که واسه ما شاخ و شونه میکشه.گفته از عاقبت کره شمالی عبرت بگیرید!!!!یکی نیست بهش بگه که ما اگه میخواستیم عبرت بگیریم که وضعمون این نبود بنده خدا!!!!!اصلا به تو چه؟؟؟؟ما اتم میخوایم.یکی گفته هرکی اتم داشته باشه باسواد میشه تازه شکمش هم سیر میشه!!!!!اگه گفتین اون یکی کی بوده؟؟؟؟؟

از صدقه سری آقایون دینمون هر روز داره محبوب تر میشه.وای که مردیم از این همه خوبی دین.اعدام-سنگسار-ولایت فقیه مطلقه و ..........حالا خبر چیه؟یسری آدم شیطون پرست تو کرج دستگیر شدن.یکی نیست بگه آخه خدا قبول نداری نداشته باش شیطونم شد آدم؟؟؟؟؟

بشار اسد خط و نشون کشیده که وجب به وجب جولان رو پس میگیریم!!!!یکی از قول من بهش بگه برو بابا تو هم دلت خوشه!!!بگیر بودی تا حالا گرفته بودی.مثل اینکه اعتماد به نفس احمدی نژاد روش اثر منفی گذاشته.

همون بهتر که کروبی رئیس جمهور نشد.خجالت نمیکشه مرد گنده گفته امام به خوابم اومد و بهم مسئولیت داد.انگار بعد از احمدی نژاد که واسه انتخاب وزیراش استخاره کرده بود حالا نوبت شیرینکاری کروبیه.البته حرفای بهتر و منطقی تر هم گفته ولی چه فایده که شکایتش به رهبری در مورد انتخابات به جایی نرسید پس لازم به شکافتن گور کهنه نیست.

پ ن1)یه مشکلی برام پیش اومد خوردم به بی وقتی به خدا شرمنده خودم هرچی این پست رو خوندم به دلم نچسبید.

پ ن2)درسته که شاید تو جامعه ما به طنز سطحی نگاه بشه ولی خداوکیلی هرکدوم از خبرها جای ساعتها تامل دارن مخصوصا دستگیری شیطون پرستا!!!!



مدتی پیش خبری در روزنامه ها مبنی بر ارائه سهمیه بنزین سفر خواندم، اگر حقیقتا" چنین خبری صحت داشته باشد می تواند نشانه ای بر شکست طرح سهمیه بندی و گسترش فرهنگ دروغ و ریا در کشور به شمارش آورد.

تقریبا" می توان گفت بنزین لیتری 300 تا 350 تومان یک امر کاملا" پذیرفته در جامعه شده و بسیاری بنزین مورد نیاز خود را به این قیمت خریداری می نمایند که گواه آن شلوغی خیابانها همچون زمان پیش از سهمیه بندی بنزین است.

اصرار بیش از حد و خارج از منطق دولت برای عدم ارائه بنزین به قیمت دوم نشانه کوته بینی و عدم رشد سیاسی این دولت است، چرا دولت هرگز به این امر نمی اندیشد که به هیچ عنوان در جایگاهی قرار ندارد که بر میزان و نحوه مصرف ملت محدودیت اعمال کند؟! و اگر هم چنین هدفی را در سر می پروراند باید از راههای دیگری جز جیره بندی وارد شود.

اکنون که جامعه با نرخ ذکر شده در بالا کنار آمده است و اثرات تورمی آن را به صورتی ملایم تحمل نموده است، دولت و مجلس باید با اعلام نرخ دوم و کاهش سهمیه ها گامی دیگر در جهت صیانت از سرمایه های ملی بردارند.

گاز سوز کردن ماشین ها با توجه به راندمان پایین آنها هدر دادن سرمایه ها به شکلی دیگر است و تنها این هدر رفت را از حامل انرژی چون بنزین به مست حاملی دیگر چون گاز هدایت می نماید.

علاوه بر این مشکل اساسی ترافیک سنگین در شهرها و آلودگی هوا را بدون راه حل باقی خواهد گذارد.

پس بهتر است با جا اندازی فرهنگ پرداخت هزینه های استفاده از خدمات بدون هیچ گونه یارانه ای خدمتی بزرگ به کشور و نسل های بعدی نماییم.



AddMe - Search Engine Optimization

Search Engine Optimization and SEO Tools